پست های جدید
  • ایران
  • 1400-04-03
  • آخرین به‌روزرسانی 1399-10-17
sample

اولین معلم هر انسانی مادر و پدر اوست، بنابراین والدین نقش مهم وموثری درآموزش دادن به کودکان ایفا می کنند. تقریبا روش ها و شیوه های آموزشی والدین با همدیگر فرق می کند، زیرا ویژگی‌های ذهنی و صفات فردی کودکان ازهم متفاوت است. بعضی از افراد از کودکی دارای حافظه‌ی بصری بسیار قوی هستند این در حالی است که بعضی دیگر قدرت شنوایی بسیار قویی دارند و یا بعضی حافظه ی بسیاربالایی دارند و یا بعضی در امر یادگیری بسیار کند هستند، بنابراین هر فرد صفات و تجربیات منحصر به فرد خود را دارد که این مسئله باعث می‌شود شیوه های آموزشی در مورد افراد از یکدیگر متفاوت باشد. پدر و مادرها با شناختی که از فرزندان خود دارند می توانند به راحتی استعداد های آنها را کشف نمایند وآنها را به سمت شکوفایی استعدادهایشان سوق دهند. درعصر حاضر پیچیدگی و تنوع مهارت ها وروش های یادگیری وهمچنین کم رنگ شدن نقش خانواده‌ها درامرآموزش سبب شده است که والدین کمتربه استعداد و توانایی ذهنی کودکانشان توجه کنند وتنها دغدغه ومشکل فکریشان این است که کودکان دلبندشان چگونه پله های پیشرفت وموفقیت را طی کنند تا ازهمسالان خود نه تنها درعرصه ملی بلکه درعرصه بین الملی عقب نمانند. کسب توانایی های زبان دوم به طور کاربردی و کارا خصوصا مکالمه غالبا جزاولویت های اولیه و پراهمیت والدین است به طوریکه ازسال های اولیه ی تولد  کودکان، درصدد برنامه ریزی برای آموزش زبان انگلیسی برمی آیند. آنها بدون آگاهی از سن مناسب کودک، آموزش زبان دوم را شروع می‌کنند حتی قبل از اینکه کودکشان بتوانند  زبان اول یا زبان مادری خود را خوب صحبت کند. اما واقعا سن مناسب یادگیری زبان دوم چه زمانی است ؟ آیا یادگیری زبان دوم در جهت توانمند سازی کودکان موثر است؟

بیشتر متخصصین روانشناس و کارشناسان آموزش زبان دوم معتقدند که نمی شود سن خاصی را برای آموزش زبان دوم در کودکان در نظر گرفت. کودک ابتدا باید زبان مادری خود را کامل یاد بگیرد و تسلط کافی به کلمات، مفاهیم و ساختار زبان مادری خود داشته باشد، سپس بتواند آموزش زبان دوم خود را شروع نماید.زیرا کودکانی که هنوز برخی حروف را به جای هم استفاده می کنند و یا حرف خاصی را نمی توانند تلفظ کنند و کلمات را جابجا بکار می برند، واقعا برای آموزش زبان دوم آماده نیستند . تسلط بر زبان مادری کودک را برای آموزش زبان دوم آماده می کند، بنابراین کودکانی که در زبان مادریشان مشکل دارند نمی توانند در یادگیری زبان دومشان موفق شوند. آموزش بی موقع و نا بهنگام زبان دوم باعث طولانی شدن روند آموزش و دیرآموزی کودکان می شود که این مسئله در نهایت باعث دلزدگی کودک در سنین بالاتر نسبت به یادگیری زبان دوم می گردد.

کودکانی که زبان دوم را پس ازیادگیری کامل زبان اول شروع می کنند، به نظر می رسد توانایی بیشتری از لحاظ ذهنی در فراگیری زبان سوم دارند. هر چه از توانایی ذهنی بیشتر استفاده شود توانمندی مغزافزایش می یابد. مطالعات نشان داده است که کودکانی که زبان دوم را آموزش می بینند توانایی حل مسایل و مشکلات را بیشتر از سایر کودکان دارند و خلاقیت فکری بالاتری دارند.

آیا ایجاد فضا و بسترآموزشی مناسب درمیزان یادگیری زبان دوم کودکان موثراست؟

همانطورکه گفته شد ایجاد بستری مناسب برای آموزش زبان دوم منوط به یادگیری کامل زبان مادری است بنابراین تنها معیار قابل اعتنا توانایی کودک در گفت وگوبه زبان مادری و زبان اولش است.  کودکانی که در محیط دو زبانه قرار می‌گیرند و تسلط به زبان اولشان ندارند، به دلیل غالب بودن یک زبان نسبت به زبانی دیگر، تداخل یادگیری پیدا می کند، درواقع یک سیستم مانع سیستم دیگر می شود. کودکانی که در این فضا قرار می گیرند عموما دچار اختلال درصحبت کردن، خواندن و نوشتن هستند، بنابراین عموما خجالتی اند و اعتماد به نفس و عزت نفس بسیار پایینی دارند، که این مسئله باعث مشکلات جدی در سن نوجوانی برای آنها خواهد شد.

اما علی رغم مسائل مطرح شده، نباید فراموش کرد که در عصرحاضر یادگیری زبان دوم یک ضرورت است و والدین باید به آموزش فرزندان خود بسیار اهمیت دهند، تا فرزندانشان بتوانند به راحتی گام های بلند و استواری در دنیای پر هیاهو و پیچیده ی امروزی بردارند.

در مقالات بعدی سعی می شود تا به مزایای آموزش زبان دوم در کودکان بپردازیم.    

به اشتراک گذاری این مطلب!

author

نام نام خانوادگی

خلاصه ای از توضیحات در مورد خود اینجا قرار دهید. محدودیت 200 حرفی.

سایر مقالات

0 دیدگاه

ارسال دیدگاه